بیا راه وطن پیش گیریم سراغ زاد گاه خویش گیریم
به صحرا و به دشتش رو گذاریم دل خود را به دست او سپاریم .
بیا که در وطن فصل بهار است گل ششپر فراوان در بنار است
بیا که چشمه های اب جوشید قلات ما قبای سبز پوشید.
بیا که برفهای کوه شده اب در ودشت وبیابان گشت شاداب
به باغ اسپس کنون شنگک درامد کنار کاشنی کنگر برامد
پودونک در کنار جوی رویید به هر جایی گلی خوش بوی رویید
پرستو زیر برگین خاگ بنهاد کموتر نیل خود را کرد اباد
بیا کاین روزها روز قلات است بسی خاگ کموتر در قنات است
به اوج اسمان صوت کرشک است به روی خاک بوی بید ومشک است
گل زرد و سفید امد به "ای تل" به "کهزارک" نوا سر داد بلبل
بیا"زردک"ببین روی "سرنجل" که صوت دلنشینش می برد دل
صدای چهچهه" ترنو سک" بشنو که گوید روزگار کهنه شد نو
بیا که نیست هنگام نشستن به روی خود در فردوس بستن
بیا تا روی سوی میهن اریم بیا تا جان رفته بر تن اریم
به دیدارش رویم اندر بهاران به تابستان وپاییز وزمستان
به هر فصلی از او کامی بجوییم به ابش گرد غم از دل بشوییم
به کوهش "اوشم" کوهی بچینیم به "اشکفتش" کنار هم نشینیم
شبی در کلبه "سونک" بمانیم میان دوستان شعری بخوانیم
به" اشکفت گلی " گرد هم اییم به صحبت عقده دل را گشاییم
به گرد چاله ای پر اتش ودود بگوییم انچه در دریای دل بود
به شهر و زرق و برق ان بتازیم به "نون تیری"و"اوشم" بسازیم
بیا تا میهن خود دوست داریم نهال مهر او در دل بکاریم
ز یاد او دمی غافل نمانیم سرود دوستی بهرش بخوانیم
بیا در خاک پاکش جمع گردیم چو پروانه به دور شمع گردیم
که ما در هر کجای کایناتیم همه پرورده خاک قلاتیم
( اوشم=اویشن )(خاگ=تخم پرنده)(شنگک=یک نوع سبزی)(کموتر= کبوتر)
(نیل=لانه)(سرنجل=سنجد) (سونک=نام راهی در کوه قلات)
(ای تل.اشکفت.بنار.کهزارک.=نام تفریگاه های قلات)(نون تیری=نانتیری)